یادداشت سیزدهم

مثلا وقتی ماه مبارک تمام می شود(چقدر حیف)

مثلا وقتی سبک زندگی تغییر میکند

مثلا وقتی آماده می شوی برای روزهای بهتر ( ان شاءالله البته)

مثلا وقتی آن چیزهای کوچک ناراحتت نمیکند و برعکس خیلی هم بی ارزش می شود

مثلا انگار خدا نگاهت کرده که اینطوری شده!!(مگه نه خدا جونم؟)

چقدررر این روزاااا خووووبه....شکر ر ر ر ر ر

/ 3 نظر / 32 بازدید
marham

تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهت....... تلفیق شراب و شب و سیب است نگاهت لبریز غزلهای عجیب است نگاهت مـوهای سیاه تو شبیه شب یلداست باجلوه ی مهتاب رقیب است نگاهت ای صاحب حور و پری و کژدم و ماهی آمیزه ای از سحر و فریب است نگاهت دشتی ست پر از شعر و غزل، برکه و باران ماوای غزالان غریب است نگاهت امشب عرق شرم به آیینه نشسته ست ازبس که نجیب است و نجیب است نگاهت تو وسوسه انگیزترین شعر خدایی چون آیه ی آیینه و سیب است نگاهت سوفی صابری

marham

تو را چه نام دهم من، فرشته یا که پری ؟....... تو را چه نام دهم من، فرشته یا که پری ؟ برای من تو خدایی دمیده در بشری تو می رسی و دلم را … تلاش بیهوده ست نمی شود که نبازم نمی شود نبری اگر تو عیب مرا هم نشان دهی غم نیست که مثل آینه ها صادقانه می نگری هنوز بعد تو سرگرم خاطرات توام تو ای ستاره چه دنباله دار می گذری برای با تو نشستن اگر چه من هیچم برای بودن با من تو بهترین نفری به بوی زلف تو از خویش می روم بی شک شبی دوباره اگر شانه ای به مو ببری تو مثل رودی و من مثل شاخه ای خشکم خوشم به بودن با تو خوشم به دربدری احسان اکابری

marham

بگذر و در حريم دل رنج قدم دوباره کن.... بگذر و در حريم دل رنج قدم دوباره کن آب برآتشم مزن سوختنم نظاره کن دست بکش به موی من، ای همه آرزوی من مزرعِ سبز سينه را شعله ور از شراره کن وصل نجويم ازشبت، عشق نبويم از لبت تا به سحر ورق بزن زخمِ دلم شماره کن گوش بده به نای دل، مالک دل خدای دل تيشه نزن به پای دل، بلکه حصار پاره کن شکوه از اين هوا مکن، جز درِعشق وامکن دستِ مرا رها مکن، راه نما و چاره کن هـيچ نمانده چاره ام، از شبِ بی ستاره ام تشنه ی يک اشاره ام، باز بيا اشاره کن راحله يار