یادداشت صد و چهل

و قسم به لحظه‌ای که بلاتکلیف ترینم، و تنبلی بر من سایه افکنده و دلم جز خواب و خور هیچ نخواهد...که اگر بدین راه دلبستم و چشم بسته پیش رفته جز نکبت مرا نشاید ، پس سریعا پیچشی قهرمانانه امری واجب و ضروری‌ست...

محرم تموم شد، امیدورام شهر به حالت عادی برگرده...دلم نمیخواد دلم بگیره ??

/ 0 نظر / 13 بازدید