یادداشت صد و سی

به لذتهایی که نمیبری و مقبول واقع شدی،و به دمی که گذراست و میدانی، و تناقضِ ناقصِ نقضِ حقوق تک سلولی‌های لذتهای بی سر و تهِ جذاب‌انگیز که معنا میدهند به هر آنچیز که باید....حالا که دور شدیم و از ترسی چنین ساده عبور کردیم،دیدیم آنقدر‌ها هم بد نبود ، حتی چنان در مردمکِ عوام زیبایی که فکرش ثانیه‌ای هم خطور نکرده بود

سرعتِ ساعت و روزها...ایکاش که آروم تر و با تومعنینه‌تر(یا شتید طومأنینه،تومأنینه،شایدم هیچکدوم)...ایکاش که جا بیفته زودتر این وضع ... جا بیفت،بدو

/ 0 نظر / 10 بازدید