یادداشت صد و سی و پنج!

چند بار...چندین جا اینو خونده بودم که جنس ما نباید بیکار بشینه...به محض بیکار نشستن به عشق فکر میکنه!

این روزا چقد دلم میخواد دوباره از نو دوستت داشته باشم، دلم میخواد از خواب بپرم و ببینم شهریوره ۹۴ایم...تو هم اون غریبه‌ای که صورتش برام آشناست...میبینمش ته دلم لبخند میزنم میگم عه بازم این!! 

بی‌حوصله جواب جلب توجهاتو میدم و به خودم میام میبینم بلهههه...این غریبه زیادی آشناست!!...برگردم به آبان ۹۴ و دوباره خریت کنم...چه خریت جذابی :))

دو سال گذشت!! دو سال اندازه چهل سال تفاوت...

/ 0 نظر / 6 بازدید